الشيخ أبو الفتوح الرازي
177
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
قتل بودند . * ( وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ ) * ، الاية خلاف كردند در آن كه و گفتن ايشان كه دل ما در غلاف و پوشش است يا دل ما وعاء علم است و ( 1 ) اختلاف اقوال كه رفت فى قوله : وَقالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ ( 2 ) الاية ، خلاف كردند در آن كه با به چه تعلَّق دارد في قوله : * ( فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ ) * ، بعضى گفتند تعلَّق دارد بقوله تعالى آنچه در اين آيت گفت بدل آن باشد و جمله تعلق دارد بقوله : * ( فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ) * ، و زجاج گفت تعلَّق دارد به فعلى محذوف و تقدير آن است كه لعنّاهم و اوجبنا عليهم العذاب بنقضهم ميثاقهم و كفرهم . آنگه حذف كرد آن را از كلام براى آن كه در كلام عوضى هست ازين كه دليل مىكند و هو قوله : * ( بَلْ طَبَعَ اللَّه عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ ) * ، و گفت اين قول اوليتر است براى آن كه آنان كه صاعقه ايشان را بسوخت در عهد موسى جز آنان بودند [ كه پيغامبران را كشتند و بهتان بر مريم نهادند و گفتند عيسى را ما كشتيم و اينان پس از ايشان بودند ] ( 3 ) به روزگار دراز . و اين كه زجّاج گفت قدح نكند در قول اوّل براى آن كه بنى اسرائيل چون يك قبيله و يك گروهند بمنزلهء يك شخصند كه خطاب با اوّل و آخرشان بر يك وجه مىرود نبينى كه حق تعالى جهودان عهد رسول را مىگويد : وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها ( 4 ) وَإِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْناكُمْ ( 5 ) و قوله : ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ ( 6 ) الايات . و قوله : * ( بَلْ طَبَعَ اللَّه عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ ) * ، خداى تعالى گفت : * ( بَلْ طَبَعَ اللَّه عَلَيْها ) * اى ختم و تفسير ختم و طبع ، كرده شد پيش از اين و جمله آن است كه علامتى باشد كه فرشتگان به آن بشناسند و بدانند مؤمن را از منافق و كافر و آن چيزى باشد كه منع نكند از ايمان نبينى كه گفت : * ( فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا ) * . ايمان نيارند مگر اندكى و اگر مانع بودى و منع كردى اندك و بسيار [ را ] ( 7 )
--> ( 1 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : بر . ( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 88 . ( 7 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 4 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 72 . ( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 50 . ( 6 ) . سورهء بقره ( 2 ) 56 .